تبليغاتX
my SouL's lOnEly grave Buralardan hemen gidesim var /Yeniden ba$lamak hevesim var /Ne varsa attým içime /Cart diye gülesim Var /Katlanýyoruz herkes gibi malum /E açýklarýmýz kaçýklarýmýz var/Ama hem kel hem fodul takýmýný /Hart diye yiyesim Var/Çat diye çatlamak üzereyim/Neresinden tutup da düzeleyim?/Ortaðý olmuþum düzeneðin/Kendimi boðasým Var/Amanda hadi kalk kaynaþalým kýz/Çakkýdý çakkýdý oynaþalým kýz/Azýcýk alttan azýcýk üstten /Hoppidi hoppidi hoplatalým kýz/Bunlar benim fikrim mi/Kýsa metraj filmim mi?/Ýrfaným mý ilmim mi?/Yuh diye sövesim Var/Zihin oyunlarým mý?/Resmi duyumlarým mý?/Koyun oyunlarým mý? /Kah kah gülesim Var/Hiç umut yok mu?/Herþey boþ mu?/Dünya alem /Dut gibi sarhoþ mu?/Çat diye çatlamak üzereyim/Neresinden tutup da düzeleyim?/Ortaðý olmuþum düzeneðin/Kendimi öpesim Var..

my SouL's lOnEly grave

some where to run...some where to fall...some where to DIE...some where mean nowhere

بسته شد.

+ Wed 2 Jan 2008 - sensitive


-ميدونيد مشكل چيه؟! من حرفا رو از يه گوش ميگيرم از اون يكي ميندازم بيرون! همون يكي دربون و اينا!
-اصلا بگو ببينم حرف تو گوشات ميره؟! اون طور كه من ميبينم يه تابلوي ورود ممنوع آويزون كردي بهشون! راه ورود نداره حرفا به گوشت بدبخت!
-بهتر!
-چي؟!
-هيچي! دو نقطه دي!

پ.ن: به اين لينك نرو! خر!گفتم نرو! دو نقطه دي

ادامه ي ماجرا:

معتادم!
معتادم كردين شما ها من بد بخت **** رو!
هي نفس ميكشم! ميكشم! وقتي هم مي گم مي خوام تركش كنم بهم بد نيگا ميكنين! مي خوام ترك كنم!
دلم سيگار مي خواد!
دودش رو بشنوم!
دودش رو بشنوم!
هيشكي هم نه،من سيگار كشيدن رو بتونم تحمل كنم! j-:
به لبم نرسيده خفه ميشم!
اگه همه ي كسايي كه رفتن جبهه مثل من بودن،الان از ايران الف اولشم نميموند!
خوبم؟! زنده ام! به زور نفس ميكشم! قاچاق نفسم ميكنم!
چي؟!
nothing else matters
هر كي گفته چرت گفته!

پ.ن:دوباره مغزم پر شده! بايد تخليه بشه تا منفجر نشه!

+ Tue 1 Jan 2008 - sensitive |


وقتي زدم همه چي رو پاك كردم! يقه ي منو نگير!
يكم به خودت فكر كن! به كارات!
يكم به ديگران فكر كن! به كاراي ديگران!
من يه موجود ضعيفيم! راحت شدي؟!

همه رو پاك ميكنم!
يه روزم ميدونم نوبت به تو و خودم ميرسه!
 

+ Mon 31 Dec 2007 - sensitive |


~

لازم به ذكر نيست

بردار مكانم مرا هويدا مي سازد!

نمي سازد؟

+ Mon 31 Dec 2007 - sensitive |


دو نقطه دي دو نقطه!
از هر طرف بخوني همون دو نقطه دي هستش
!
واي واي! دو نقطه دي
!

*
توي كشوها دنبال چيزي مي گرده!چشمش مي خوره به اون لاكاي رنگاوارنگ!دلش خيلي تنگ شده بود واسه شون!ياسي رو بر ميداره.بعد از چند دقيقه ناخناي خوش فرمش ميشن ياسي براق! درخشان! چشماش مثل دستاش مي درخشن! خوشحال هست! خيلي خوشحال!
نا خود آگاه ياد پارسال مي افته!اون جنون و تنفرش از زندگي! ياد آبشار خوني كه خشك كرد! ياد آبشار گرم و تلخ!
يه سال گذشته!بزرگتر شده! چشماشم رنگي ميكنه!از بين اون همه رنگ بنفش! هيچ كس نفهميد كه خماري اون چشما از  چي بود! از رنگ بنفش يا از خود اون چشما؟!
تو يه چشم بهم زدن لباش صورتي تر ميشه!
دستاي يخش رو توي جنگل موهاش فروميكنه! افشون تر ميشن! ميريزن رو شونه اش! تو دلش چيزي داره مي رقصه! موهاش رو جمع ميكنه!اون گيره خوشگله اش رو هم ميزنه.
شالش رو ميپيچه دور گردنش. ماشين دم دره .سوار ميشه.
.

.
نيم ساعت بعد!
.

.
فردوگاه بود! جايي كه هميشه توش گريه ميكرد! دلش تاپ و توپ ميكرد! بازم گريه كرد ولي دست تكون نميداد.محكم كسي رو بغل كرده بود!

*

دوباره دو نقطه دي!
خوشحالم آخه برگشته به كنارم!‌دو نقطه دي
الان در متن بالايي دختر خانماي جوون مي تونن شيوه ي خود آرايي رو ياد بگيرن! دو نقطه دي!
الان هر كي منو نشناسه فكر ميكنه من از اين خوشحالم كه "علي" همون پسر خوب همسايه كه واسه س. آش ميبره واسه منم آش آورده! دو نقطه دي
آره خب! علي اومده! ولي آش نياورده چي چي آورده؟! يه نامزد خوشگل!دو نقطه دي!البته علي
چه باحال سر كار مي ذارم! دو نقطه دي!
آهنگ وبلاگمم مريم اصلا جلف نيست! دو نقطه پي! از پي اون دو نقطه دي!
حالا دست دست! غزاله بيا وسط! دو نقطه دي!
پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ! دو نقطه دي!
راستي غزاله فهميدي منظورم از اون آبشار خون چي بود؟! همون نوشته اي كه پارسال زمستون دادم خوندي
گفتي زيادي خشانت به كار بردي!‌حالا چون همگي دچار توهمات اقتضاي سني شديم نميذارمش !دو نقطه دي!
خيلي خوشحالم نه؟!معلومه خب! بعد از 12 سال دايي ام رو ديدم! دو نقطه دي!
راستي به جز اون مواردي كه علي واسه س. آش ميبره بقيه ي علي ها داييمه! دو نقطه دي!
راستي اين علي كه آش برده واسه س. ماجرايي داره ها! دو نقطه دي! دارم فكر ميكنم اگه س. بياد ببينه اينجا هم راحتش نميذارم با آشي كه علي براش آورده چه حالي ميشه! دو نقطه دي!
راستي غزاله نگران نباش! دو نقطه دي!
غزاله! هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو هوووووووووووووو هووووووووو!
دو نقطه دي!
راستي اين داييمو با اون يكي اشتباه نگيرين كه توي پته ريزون نوشتم! اون حسابش جداس! دو نقطه دي!

BUZZ!!!

BUZZ!!!

BUZZ!!!

BUZZ!!!

BUZZ!!!

BUZZ!!!

 

BUZZ!!!
الان تو متعجب شدي؟! منم شدم خب !اشكالي نداره! دو نقطه دي!
ادبي ميشويم!
خوشحاليم را آسمان ها حسادت كردند!
كور شه چشم حسود دو نقطه دي!
غزاله كجايي؟!(تليمح داره ها! دو نقطه دي)
در نهايت نمك پاشي اينجا آپ شد! دو نقطه دي!

 

پ.ن: دو نقطه دي!
پ.ن:
why you look left left?! :D
پ.ن: دو نطقه دي نوشتن هم .....دو نقطه دي!
پ.ن: من خوب ميشم! دو نقطه دي!
پ.ن:باباي !
پ.ن: دو نقطه دي يادت نره!
پ.ن:به همين سادگي به همين خوشمزگي !دو نقطه دي!

 

+ Thu 27 Dec 2007 - sensitive |


از آغاز چيزي نميانده بود،آغاز همان پايان بود!

هيچ جا،هيج جا بود!همه جا در آغوش سفيدي غلتيد،هيچ جا سفيد شد.
نه ديوار معنايي ايفا ميكرد،نه پنجره و روزن،نه نقطه اي رنگي. همه جا سفيد بود،هيچ جا ديوانه كننده!

طناب بود و گره؛ ولي تكيه گاه ها مثل هميشه تهي!

تنها سفيدي را مي شناخت!از دوست داشتن دور بود ولي عاشق ديوانگي هيچ جا!
تهي بودن سفيدي را مي پرستيد!سلولهاي خاكستري مغزش سفيد بود!-سفيد-! چرا كه قيام رنگ ها در كوچه بن بست هاي انديشه اش غم آوايي پوچ بود!

به پايان چيزي نمانده بود،پايان همان آغاز بود!

دبير زبان فارسي مون بعد از كلي حرف زدن و خوندن نوشته هام بهم فحش داد!
گفت پست مدرنيست!

كسي به اين شك نكنه كه مغزم مشغوله! چون كه مشغوله!
كسي به اين فكر نكنه كه اتفاق خاصي افتاده!چون اتفاق خاص همون روزمرگيه!
كسي به اين فكر نكنه كه ديووونه ام! چون كه جاي ديوونه ها تو تيمارستانه!
مي تونين به اين فكر كنين كه حالم بده و دارم خوب ميشم!

ميگن نا اميدي از آن كساني است كه بي شك و شبهه سرانجام كار را ميبينند! ولي وقتي من احتمالات رو ميبينم دچار افسار گسيختگي ميشم!

فقط 31 روز مونده!
فقط دعا ها مونده!
فقط حل مسئله مونده!
فقط من موندم و يه مداد سياه،كلي كاغذ واسه خط زدن!

+ Tue 25 Dec 2007 - sensitive |


چيزي درونمه!
توي دلم
مغزم!
نميدونم كجا!
فقط هست!
ماهيتش نا مشخص
كارش:خوردن روح و روانم!
داره منو از درون آزار ميده!
تنها چيزي كه آرومم ميكنه موسقيه! شستي هاي پيانو!
" آرام بود! آرامش ميكرد! من مشوش! آشفته! "
ديوانگي مسريه؟!
مي خوام يه جيغ بنفش بزنم!
يه جيغ بلند
به خاطر هيچ!
به خاطر پوچي!
به خاطر ايني كه هستم!
بدم مياد!
تلقين ميكنم دليلاي پوچ خودم رو!
اه
از اين كارم خوشم نمياد
نمي خوام!
خوره ي عوضي از ذهنم بيا بيرون! بيرون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پ.ن: لازم نيست بگم،حالم اصلا خوب نيست! مبرهنه!
پ.ن: دنبال دليل نگرد،گشتيم نبود!
پ.ن: هر آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
پ.ن: I NEED A GRAND...I DON'T KHOW WHAT!l

+ Sun 23 Dec 2007 - sensitive |


دسترسي به فراري مورد نظر امكان پذير نميباشد!
لطفا بعد از مدتي به جستجوي خود ادامه دهيد!

هعي!
ميدوني چند روز مونده؟!
از الان به شمارش معكوس شروع كردم!
عين اون بچه هاي لوسي كه ميشمارن كه كي تابستون مياد!
مياد مياد! از پشت كوه بهمن مياد!!!!!(ايهامات رو پيدا كنين!)
اول از همه يه 5 روز مونده!
بعدش 26 روز مونده!
و بعد اون 33 روز مونده!
اه!
به قول دبير زبانمون :how time flies
هم اكنون نيازمند دعاها و پشتيباني ها و روحيه دهي و انبساطات روحي رواني و غيره شما هستم!
وقتي ازم ميپرسن نازنين چند روز تا مرحله اول مونده مي خوام بزنم زير گريه!!!!!
چرا وقتي نزديك ميشه
روزا نزديك تر ميشه
نزديك و نزديك تر ميشه
من ديوونه تر و عصبي تر و خل و چل تر ميشم؟!
اه زندگي!
اه نوجواني!
اه ....:دي!
فكرت رو جمع كن كه فقط منحرفانه ميفكره! خوب فكر!

+ Sun 23 Dec 2007 - sensitive |


شبانگاه هاي ز مَستانِ زمستان
رنگ شعرم ز باده ي آدم برفي هاي مدهوش
شبانگاه هايي كه برف
آرام در آسمانش ميرقصد

و مني كه خرامان
با برف يكي ميشود. . .

-نازنين!-

پاييز رو به پايان بود! -احمد رضا احمدي-

پادشاه فصل ها افول كرد! كاش ميشد از زمستون پريد دوباره تو پاييز! توي خزان! توي برگاي خشك شده! تن هاي بلوري يخ زده ي درختا! كاش ميشد!

دلم مي خواد پاييز نره! پاييز بمونه! با اينكه جاي خيليا خالي بود!خيليا!

يلدا هم يه شبه مثل بقيه ي شبا!فقط چند دقيقه ديرتر تموم ميشه!

چند دقيقه!

مهم شايد نباشه! شايدم باشه! فكر كردن روش زياد مهم نيست به هر حال!

دلم به حال اون هندونه اي كه با خشانت تمام تو كلاس سر بريدن ميسوزه! بيچاره! بعدش با دندوناشون تيكه تيكه اش كردن! خونه اش رو نوشيدن! بيچاره!بعدش چي؟! هيچي رفتم بيرون ! منو سر كار گذاشتن تو تا از دبيرامون! جالبه! دارن مقابله به مثل ميكنن! عوض بقيه هم!

بيخيال! يلداس مثلا!
شاد باش! بخند! بشكن بزن!
بيا وسط حالا

 


Amanda hadi kalk kaynaþalým kýz
Çakkýdý çakkýdý oynaþalým kýz
Azýcýk alttan azýcýk üstten
Hoppidi hoppidi hoplatalým kýz
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برو پايين تر!
.
.
.
.
.
.
.
باور كن زياني بهت نميرسه!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در حين پايين رفتن ميتوني منو به فحشم بكشي!
.
.
.
.
.
.
.
خب؟! داري ميرسي!يكم صبر عزيزم!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
!


اينم سورپرايز يلدايي من!
من اينجا اعلام ميكنم كه اين دو نفر خواهر و برادرن! من خودم شخصا به اين موضوع رسيدگي كردم!
البته ما سه نوع خواهر و برادر داريم:
1)هردوتاشون مادر و پدر يكسان دارن!
2)حداقل يكي از مادر يا پدراشون يكسانه!
3)وجه مشتركي بين پدر و مادرشون وجود نداره! D:

اينا از گروه سومند! من خودم شخصا رسيدگي كردم!



+ Fri 21 Dec 2007 - sensitive |


سرم درد ميكنه!
مثل هميشه!

حالم بده!
مثل هميشه!

دلم مي خواد بخوابم!
مثل هميشه!

حرفي نميتونم بزنم!
مثل هميشه!

توي اتاقم مي لرزم!
مثل هميشه!

روي زمين يخ ولو ميشم!
مثل هميشه!

صبح وقتي چشمامو باز ميكنم خيسه!
مثل هميشه!


وقتي سوار سرويس ميشم هوا تاريكه
مثل هميشه!

گاهي از درد به خود ميپيچم و گاه از بي دردي!
مثل هميشه!

 

گاهي با تمام قوا،تمام افكار،تمام آشفتكي به تمامي روابط و صيميتها گند ميزنم!
مثل هميشه!

 مثل معتادايي كه مواد بهشون نرسيده و دارن درد ميكشن خودم ميگيرم!
مثل هميشه!

وقتي يكي ميره،اون يكي مياد،هر دو با هم نيمشه! ميشه واسه سه تاييشم اثبات كرد!
مثل هميشه!

كز ميكنم توي يه گوشه از اتاقم! يا پشت در يا زير ميز يا توي كمد!
مثل هميشه!

بغض ميكنم!
مثل هميشه!

 

گريه ميكنم!
مثل هميشه!

 

سرم در ميكنه!
مثل هميشه!

+ Thu 20 Dec 2007 - sensitive |


  بر سرم  آب سرد ريخته شد!
سرد تعبير مناسبي نيست!
يخ ريختند!

در آب خوابيدن زيباست!
در آب ديده خفتن زيبا تر...

پ.ن:
من آدمي بس احمق ابله بي شعور خل ديوونه كم عقل سست عنصر و ... هستم!
من به وضوح اين را ديده ام!


+ Tue 18 Dec 2007 - sensitive


تنها چيزي كه گند ميزنه به همه ي روابط من....

نميتونم خودم رو ببخشم! يعني من اين قدر....

آخه چرا؟!‌ [دختري بغض كرده و بس لوس پلاسيده روي زمين!]

اون روز يكي رو دل خور كردم امروزم يكي ديگه رو! آخه چرا!!!!!!!!!

كاراي من از قبل پيش بيني نشدنيه! ولي وقتي ميخوام دست به كاري بزنم به عواقبش فكرميكنم جز اوني كه قراره اتفاق بيفته!

بهتره خفه بشم!اين بار به جاي همه من خفه شدم!

من دچار خفقانم! خفقان!

تنها تف است كه مي ماند.(كپي رايت باي غزاله)

+ Tue 18 Dec 2007 - sensitive |


ميدوني؟!
منو بايد دار بزنن توي سالن مدرسه تا عبرت همگان بشم!
تا هي وقت و بي وقت  به كسي زنگ نزنم!
تا هي تهديد نشم كه كامپيوتر جمع ميشه!
تا هي تيكه به معلما نندازم!
تا هي عين دختراي لوس روي زمين يخ نشينم!
تا به اين و اون حرص ندم!
تا معلم پيانوم ديگه گوش كسي رو نكشه!
تا هي دختر خانوماي جوون جيب باباشون رو خالي نكنن!
تا همه مثل نيروها جفت بشن!
ديدي؟!
تنها راه حل به دار آويخته شدنمه!
ميشه گره دار رو خودم بزنم؟!
قول ميدم محكم باشه!
مرسي عزيزم! >D:<
پ.ن: اومدم طلب كسي رو بدم يكي هم بدهكار شدم! چه كاري بود من كردم!
برم قهوه ي تلخم رو بخورم من! بعدش تپش بگيرم ! جغرافي صفر بگيرم!
بعدشم بخونم:
بميرم من دانش آموز تنبل
بميري تو دانش آموز زرنگ
بميرد او دانش اموز فعال
بميريم ما دانش اموزان سمپاد
بميريد شما دانش اموزان خود شيرين
بميرند آنها ... { اعضاي اين گروه پر تعداد براي رعايت احترام حذف شدند!}

من شديدا پشيمونم! منو ببخش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پ.ن: يكي كه بايد بفهمه مي فهمه! به مخيله ات فشار نيار!

+ Tue 18 Dec 2007 - sensitive |


  you push me!
i pull you
but
just i fell down!



p.s: so....so!l

+ Mon 17 Dec 2007 - sensitive


الف
ب
پ اييز
ت نها(ن)
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز مَستان
ژ
س
ش هاي سوخته
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ك
گ
ل
م
ن فرت
و
ه
ي ار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا/ يار تويي غاز تويي خسته به منقار مرا

همينا بودن ديگه؟!
پست جديد نداشتم! سرت كلاه گذاشتم!
ويرايش شد!
همه چيز نسبي است!
در آنجا "يك دو سه حركت" در كار نبود،هر زمان كه مي خواستند شروع به دويدن مي كردند و هر آن گاه كه ميلشان ميكشيد باز مي ايستادتد،چنان كه به آساني نميشد پي برد كه مسابقه چه موقع تمام شده است!
لوئيس كارول


+ Sat 15 Dec 2007 - sensitive |


در سه حالت چشمام  مي سوزن:
1)زيادي به جايي زل بزنم!
2)كم خواب باشم!
3)گريه كرده باشم!

در سه حالت چشمام سرخ ميشن:
1)عصبي شده باشم!
2)آرايش كرده باشم!
3)شب توي تاريكي توي خونه پرسه بزنم يا پيانو بزنم!

در سه حالت كسي رو فراموش ميكنم:
1)برام بي ارزش باشه!
2)ازش چندان خوشم نياد!
3) خودم بخوام!

در سه حالت براي كسي گريه ميكنم:
1)دوسش داشته باشم!
2)نتونم فراموشش كنم!
3)حرفا و كاراش رو نتونم هضم كنم!

در سه حالت كلاس پيانوم رو حذف ميكنم:
1)خودم رو بزنم به موش مردگي!
2)كل هفته ميك آپ زبان داشته باشم!
3)از سردرد فجيح رو به موت بشم!

در سه حالت سرم به شدت درد ميكنه:
1)به موسيقي گوش ندم!
2) گريه كرده باشم!
3) عصبي شده باشم!

در سه حالت عصبي ميشم:
1) به موسيقي گوش ندم!
2)كسي رو مي خوام باهاش حرف بزنم پيدا نكنم!
3)تحت فشار باشم!

و در هفت حالت سه حالتام رو خلاصه مي كنم!

+ Sat 15 Dec 2007 - sensitive |


گذشته جايي است كه ما در آن شكنجه مي شويم!

هيچ چيز بد تر از مرور خاطرات نيست!
هرچند خوبه ولي تنفر آميز و شكنجه گرم هست!
بده زشته!

پ.ن كاملا بي ربط:

-تف تف تف تف تف تف تف تف تف تف تف !!!

-به چي؟!

-شانسم!

-تف تف تف تف تف تف تف تف تف تف تف تف !!! پیششششی بیا منو بخوووووور !!!! تف تف تف تف تف تف تف تف تف !!!!!

-

- ببند !!

امروز توي مدرسه هي اين رو با خودم تكرار كردم! جدا شانس چيز بي خوديه كه وقتي بهش نايز داري پيداش نيست!

پ.ن:اگه بدون اينكه گفتم لينك وبلاگا رو گذاشتم ببخشيد!
 

+ Fri 14 Dec 2007 - sensitive |


ميدونم كه نبايد به مامان دروغ بگم! ميدونم  كه نبايد هي بگم دارم با داييم حرف ميزنم تا چيزي بهم نگه و گير نده كه پشت كامپيوتر زياد نشستي ولي نميتونم! من به حرف زدن با خيليا معتادم!

+ Fri 14 Dec 2007 - sensitive


جالبه برام!
من خيليا رو فقط تو نت دارم!
مجاز!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از حقيقي بودن خوشم نمياد ديگه!

+ Fri 14 Dec 2007 - sensitive


من درون اين خم نيستم!
روشم نيستم!
بيرونم!
بيروني ترين!

پ.ن: پست قبلي به يك فرد خاص بود! اين فرد خاص رو دونفر ميشناسن!(يكي از اين دو تن ميدونه به اون يكي هم ميگم!) همين! اصرار نكن تا تو هم بفهمي!


پ.ن: من خوبم! زنده ام! زنده ام! زندگي ميكنم جايز نيست!

پ.ن: روي خط راست راه ميروم تا راست رفته باشم! غافل از اينكه خط راست فقط در صفحه ي دو بعدي است! نه چهار بعدي!

پ.ن: هنوز خط ها در هم تنيده اند! من در آنها گم ميشوم چون رنگ ها!

پ.ن: هيچ گاه همرس نبوده اند خاطره هايي كه گذشت! زماني كه تن به مرگ داد و مني كه آرام آرام پوسيد!

+ Thu 13 Dec 2007 - sensitive |


X

as
cold
as
me
.
.
.
as
cold
as
ice
!


welcome to DEATH
want me?!


dialy!

صادق هدايت
حضور خلوت انس
maTh
ديباچه
فيروزه
songs
حرفاي يك 54 اي!
فصل گستاخي
يكشنبه هاي بهشت!
قهوه و سيگار!
aRchive of days


past

12/22/2007 - 1/20/2008

11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007


named past

ٌwith out subject
system of a down
?!poem/poet
incomplete DiAlOgEs


some ones

iNc0mpLaTe DiAl0GeS
DaTe In MaRsH
پشه درويش
شوخي
انتگرال كسينوس ايكس!
Kindness & thought
ZOs maniframe
only owl!not the fo0l
هيچ كس
vampires academy
به تاريخ پيوست
eXizOniX
نيكا؟!نيكول؟! نيكولا كوشولو!
چركنويس
HybIrd giRl
after time
Her Diaryِ
خزچاله!
HigH r0aD
نارنجي؟!
Fairyland
bo0o0o0og land
موژان
دردهاي خاكستري
روزها
رژا
دل شكسته
VFD
خرس قهوه اي
DEATH POEMS


    تعداد بازديدها:

POWERED BY:
BLOGFA.COM

RSS